گنجشک و کبوتری با هم دوست شدند.

تابستان بود و هوا گرم ، کبوتر ، کمی می پرید و کمی دانه جمع می کرد تا در زمستان ، بی آذوقه نماند .

امّا گنجشک همه اش به فکر بازی و آواز خواندن بود و هر چه کبوتر به او می گفت که به فکر زمستانت هم باش ، فایده ای نداشت .

تابستان ، تابستان و پاییز رفت ، زمستان آمد .

سرما و برف همه جا را گرفت .

گنجشک که چیزی برای خوردن نداشت ، به سراغ کبوتر و از او کمک خواست .

کبوتر گفت : « جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود؟»

این مطلب در ( همه ، درسی و ضرب المثل ) موجود می باشد.
منبع : کودکان و نوجوانان |ضرب المثل" جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود؟"
برچسب ها : کبوتر ,تابستان ,گنجشک ,مستونت بود،